

به به کافه ی اریک سالواتور ( عموی کاترین )
یک تصوری در رمان از کافه داشته باشید چون از همون اول باهاش سروکار داریم
خیلی قشنگه ، نه ؟اون دونفر اون گوشه هم ، کاترین و عموش هستن ...
عموی کاترین اخر وقت ها از کافه اش خارج میشه اما کاترین مدتی همونجا میمونه تا ارامش بگیره و اگه وقت شد هم یه پذیرایی از خودش بکنه .
برچسب:
نویسنده: باربد محمودی